اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
153
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
باب سيوم در بيماريهاى گوش و كري گوش ببايد دانست كه از حاستها كه ايزد تعالي ، مردم و بيشتر جانوران را داده است ، دو حاسه است ، كه عزيزترست : يكى حاسه لمس ، ديگر حاسه سمع ، و هر آفتي كه اندرين دو افتد ، خلل آن در تن بزرگتر باشد از بهر آنكه اگر حس لمس نباشد ، حيوان از سرما و گرما و چيزهاى موذي خلنده سوزنده ، خويشتن را نگاه نتواند داشت و از آن نبگريزد ، و بدان سبب هلاك شود . و حاسه سمع ، راه دانش و خرد آموختن است . نبيني كه هر كه از مادر " كر " زايد ، سخن گوي نشود و ناقص و بىزبان بماند از بهر آنكه سخن ، شنيده و آموخته نباشد . و بسيار كس باشد كه " نابينا " زايد و به آفت نابينائي همه چيز بياموزد و بداند و سخت پندارد و زيرك باشد و همچنين از آفت حس بويائي و از آفت حس ذوق ، اين خلل كه از آفت حس شنوائي افتد ، نيفتد 1 . از اينجا فضيلت حس شنوائي بر ديگر حاستها ظاهر شود ، و بدين سبب ، تيمار حس شنوائي بيش بايد داشت . علامتهاي آن اگر سبب " كري " ماده صفرا باشد ، كه بر دماغ برآمده باشد ، از هواي گرم ، رنج يابد و سرپوشيده نتواند داشت ، و گاه گاه چيزى بشنود . و اگر سبب ، ماده غليظ باشد ، بر خلاف اين بود و هيچ نشنود . علاج صفرا را استفراغ كنند به اقراص بنفشه يا ماء الرمانين 2 يا شيرخشت ، و طبيخ هليله زرد و حب قوقايا جالينوس و پرورد رمان 3 در گوش چكانند ، نيم گرم . صفت پرورده رمان ( 1 / 192 ) بگيرند : انار ترش و سر آن بردارند و دانه بيرون كنند و با دانه